السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
690
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
حملهور شود كه ناگاه ذو الفقار على عليه السّلام بر سرش فرود آمد . با اينكه دو زره پوشيده بود ، دو عمامه بسته بود و خودى كه بالاى آن سنگى بود بر سر نهاده بود و سپر نيز گرفت مع ذلك چنان ذو الفقار فرود آمد كه سپر دو نيم شد خود و سنگ بشكست ، دو عمامه دريده شدند و سر نحسش تا به دندانهايش بشكافت و بدينسان مرحب نقش بر زمين شد و در خون خود درغلطيد . بلافاصله ربيع كه از بزرگان خيبر بود و همچنين عنتر كه پهلوان و از شجاعان معروف بود و مرّة و ياسر كه برادر ديگر مرحب بود و امثال اينها همگى يكى پس از ديگرى آمدند و حضرت همهء آنها را به قتل رسانيد . سپس همان درب را بر روى خندق اطراف قلعه بهعنوان پل نهاد ، لشگر اسلام از آن عبور كردند و داخل قلعه شدند و به اينگونه قلعهء خيبر فتح شد . « 1 » عمره القضاء پس از فتح خيبر حضرت مصمم شدند كه عمرهاى كه مىخواستند سال قبل انجام دهند و منجر به صلح حديبيه شد را قضا كنند . حضرت به اصحاب دستور دادند تا خود را براى سفر مهيا سازند ، مسلمانان آماده شدند و 70 شتر از براى قربانى برداشتند ، به مكه آمدند و حضرت به خاطر نشان دادن جلالت و شوكت مسلمين دستور فرمودند كه اصحاب رداء خود را اضطباع كنند يعنى از زير بغل راست بر كتف چپ بيندازند تا دوش راست برهنه و دوش چپ پوشيده گردد ، سپس به مسجد الحرام آمدند و طواف كردند و پس از سه روز اقامت در مكه مراجعه نمودند . فتح مكه يكى از مواد صلح حديبيه آن بود كه هيچيك از طرفين حق تعرض به همسايگان و همپيمانان طرف مقابل را ندارند . اما كفار اين ماده را زير پاى نهادند و به كمك قبيلهء بنى بكر كه از هم
--> ( 1 ) - منتهى الامال ، ج 1 ، ص 153 تا 156 .